السيد محمد حسين الطهراني

70

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و اسباب‌ها را بسته و حاضر كرده بودند . گفتند : تا نيم ساعت ديگر حركت مىكنيم . بنده گوئى اصلا سابقه مرافعه و دعوى با ايشان نداشته‌ام ، از هر طرف سخن گفته مىشد . چون همراهان اسباب‌ها را در سوارى نهادند ؛ و عازم بر سوار شدن شدند ؛ اين آقا در روى نيمكت رو كرد به من و گفت : آقاى سيد محمد حسين ! از معصوم عليه السّلام از تفسير اين آيه پرسيدند : [ در مفاد آيهء : خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ ] خُذِ الْعَفْوَ وَ امُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ « 1 » ( عفو و گذشت را پيشه كن ! و به كارهاى پسنديده و شناخته‌شده و شايسته أمر كن ! و از جاهلان درگذر ! ) معصوم فرمود : ثلاثة أشياء : صل من قطعك : و أعط من حرمك ! و اعف عمّن ظلمك ! « 2 » ( سه چيز است : پيوند كن با كسى كه از تو ببرد ! بده به كسى كه از تو گرفته است ؛ بگذر از كسى كه بر تو ستم نموده است ! ) آقا سيّد محمّد حسين ؛ من انتظار دارم شما با من از روى تفسير همين آيه رفتار كنيد ! حال من منقلب شد . اشك بدون اختيار سرازير شد . گفتم : چيزى نبوده است ، و چيزى هم در بين نيست . شما مطمئن باشيد ؛ نياز بدين گونه اعتذار ندارد ؛ من بندهء شما هستم ، من فرزند شما هستم اين حرف‌ها چيست ؟ و همان‌جا معانقه

--> ( 1 ) آيهء 199 ، از سورهء 7 : أعراف . ( 2 ) اصل اين روايت در امالى شيخ طوسى ، طبع نجف ، ج 2 ص 258 است كه با إسناد متّصل خود روايت مىكند از أحمد بن عيسى العلويّ قال : قال لى جعفر بن محمّد عليهما السّلام : إنّه ليعرض لى صاحب الحاجة فابادر إلى قضائها مخافة أن يستغنى عنها صاحبها . ألا و إنّ مكارم الدّنيا و الآخرة فى ثلاثة أحرف من كتاب اللّه عزّ و جلّ : خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ . و تفسيره : أن تصل من قطعك ؛ و تعفو عمّن ظلمك ؛ و تعطى من حرمك .